بهینهسازی قراردادهای نفتی ایران
کتاب حاضر که مستخرج از رساله دکتری در رشته قراردادهای بینالمللی نفتوگاز در دانشکده اقتصاد و معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) میباشد، با رویکرد میان رشتهای از دو بخش اصلی حقوقی ـ فقهی و اقتصادی ـ مالی تشکیل شده است.
در بخش حقوقی نشان خواهیم داد ساختار قراردادهای مشارکت در تولید با الزامات حاکمیت و مالکیت ملی بر مخازن نفتی تطابق دارد.
در بخش فقهی ابتدا نشان خواهیم داد با کاوش در فقه امامیه خطوط قرمز حاکم بر انعقاد قراردادهای نفتی قابل ترسیم هستند بهگونهای که عدول از آنها امکانپذیر نباشد. لذا با مراجعه به منابع معتبر فقهی و نظرات فقهاء عظام الزامات فقهی مورد نظر شناسایی میشوند. درواقع اصول مستخرج حاکم بر قراردادهای بینالمللی نفتی، اصول و شرایطی است که به صورت چارچوب و الزامات کلان بر این قراردادها حاکم بوده و خطوط قرمز و جهتگیریهای اصلی سیاستگذاری را مشخص میکنند. در ادامه ماهیت فقهی دو نوع اصلی قراردادهای بالادستی نفت یعنی قراردادهای خدماتی و مشارکت در تولید شناسایی خواهد شد.
در بخش اقتصادی ـ مالی ابتدا به بررسی تفصیلی انواع ترتیبات مالی قراردادهای نفتی و حالتهای مختلف هریک از آنها خواهیم پرداخت. سپس چالشها و الزامات طراحی رژیم مالی بهینه در صنعت نفت را احصا خواهیم نمود و از این رهگذر ساختار مالی قراردادهای بیع متقابل و مشارکت در تولید و نیز قرارداد نفتی جدید موسوم به IPC را از منظر ملاحظات اقتصادی طراحی رژیم مالی بهینه مقایسه خواهیم کرد.
در ادامه و با عنایت به اینکه ویژگیهای شاخص میزان سهمبری دولت و پیمانکار به عنوان یکی از شاخصهای اصلی کارآمدی رژیم مالی برشمرده خواهند شد، به تحلیل اقتصادی نظام مالی قراردادهای بیع متقابل خواهیم پرداخت و باتوجه به اطلاعات در دسترس، ارزش اسمی و واقعی (زمانی) سهمبری پیمانکار در قرارداد بیع متقابل در میادین نفتی آزادگان، سروش و نوروز، فروزان و اسفندیار را محاسبه و با استفاده از تکنیک شبیهسازی، با حالت قراردادهای مشارکت در تولید و نیز IPC مقایسه کرده و نشان خواهیم داد انعقاد قراردادهای مشارکت در تولید و نیز IPC در میادین موصوف نسبت به بیع متقابل برای کشور میزبان (ایران) میتوانست مطلوبتر و کمهزینهتر باشد….
ریال 2,900,000
فهرست عناوین
قراردادهای سرمایهگذاری در منابع طبیعی به ویژه نفتوگاز امروزه به مثابه ابزار سیاستگذاری هستند که میبایست از ابعاد مختلف حقوقی، اقتصادی، مالی، زیستمحیطی و سیاسی بررسی شوند چرا که فعالیتهای اکتشاف و توسعه و انعقاد قراردادهای نفتی در برگیرنده مسائل و چالشهای دقیق حقوقی، فنی، مالی و سیاسی است و ارائه هرگونه راهحلی مستلزم ایجاد تعادلی میان منافع کشورهای تولیدکننده و شرکتهای نفتی است. غالباً این سؤال پرسیده میشود که یک کشور میبایست چه مدلی را برای بهرهبرداری از منابع نفتی خود برگزیند.
آیا از میان دهها مدل مختلف در سراسر جهان، مدل برجسته و کاملی وجود دارد؟ پاسخ این است که هر کشوری میبایست مدل خاص خود را دنبال کرده و چارچوب مستحکم و منحصر بهفردی را با توجه به شرایط و نیازهای خود ایجاد نماید. این مسئله حاکی از پیچیدگی قراردادهای نفتی و اهمیت علوم انسانی به ویژه اقتصاد و حقوق در این تحلیلهاست. درواقع در چند دهه اخیر مراکز دانشگاهی جهان شاهد ظهور و رشد فراگیر رشتههای جدید و با اهمیتی در حوزه علوم انسانی ناظر بر موضوع انرژی و به طور خاص نفتوگاز در ابعاد حقوقی و اقتصادی بودهاند.
در این کتاب مؤلف تلاش کرده با رویکردی میانرشتهای به بررسی ابعاد حقوقی، اقتصادی و مالی قراردادهای نفتی بپردازد. وی در ابتدا با تحلیل حقوقی تفصیلی نشان داده بهرهگیری از قراردادهای مشارکت در تولید بر اساس قوانین متأخر نفتی ایران مجاز است. از سوی دیگر با توجه به اینکه رژیم مالی حاکم بر قراردادها از مهمترین وجوه تفاوت قراردادها با یکدیگر است، ضمن احصای ملاحظات اقتصادی کارآمدی رژیم مالی، به بررسی و مقایسه قرارداد بیع متقابل با قرارداد مشارکت در تولید از منظر آنها پرداخته و در ادامه نیز میزان سهمبری طرفین قرارداد را در قرارداد بیع متقابل میادین نفتی منتخب محاسبه و با استفاده از تکنیک شبیهسازی، با حالت قراردادهای مشارکت در تولید مقایسه و این نتیجه حاصل شده که انعقاد قراردادهای مشارکت در تولید در میادین نفتی منتخب نسبت به بیع متقابل برای کشور میتوانست مطلوبتر باشد.
شناسنامه اثر
| چاپ |
اول |
|---|---|
| سال نشر |
1399 |
| شابك |
978-600-214-819-3 |
| نویسنده |
روح الله کهن هوش نژاد |
صفحات ما در شبکه های اجتماعی
