تجدید بنای اندیشه‌ی دینی در اسلام

متن حاضر، چکیده‌ی اندیشه‌ی مردی می‌باشد که هم فیلسوف است هم عارف، هم حقوقدان است، هم آشنا به مبانی فیزیک و تئوری‌های روانشناسی است؛ و در همان حال، هم مرد عمل می‌باشد هم مرد سجاده و تقوی؛ و در عین حال رند و سجاده‌سوز و شیخ‌گریزاست و هم همه‌ی این‌ها نیست! و این‌ها نه یک مبالغه یا تعارف، که واقعیات مستند است، زیرا صاحب این متن به گواه نوشته‌ها و زندگی­اش بر تمام این موضوعات تسلط نسبی دارد.

 

مطالعه ۳۵ صفحه آغازین کتاب

ریال 2,600,000

11 افرادی که هم اکنون این محصول را بازدید می کنند

فهرست عناوین

تجدید بنای اندیشه‌ی دینی در اسلام:باید گفت که این متن، متنی فلسفی، عرفانی، روانشناختی، دینی، سنتی، مدرن و… است و هم این همه نیست! پس به راستی این متن چیست؟ و برای فهمش باید چه ابزاری داشت؟ آیا باید با فلسفه‌ی غرب آشنا بود؟ آیا باید آثار ویلدون کار، لوئیس راجر و اسپنگلر را خواند؟ آیا باید با عرفان سنایی، عطار، مولانای بلخی، عراقی، عبدالقادر بیدل، ابن‌مسکویه، ابن‌عربی، سیّدجمال، سرسیّداحمدهندی، شاه ولی‌الله و ضیاءگلابِ ترک آشنا بود؟ آیا باید فلسفه‌ی فارابی، ابن سینا، غزالی، سهروردی، ابن‌رشد، صدرا و ابن‌خلدون را دانست؟

تجدید بنای اندیشه‌ی دینی در اسلام

آیا باید با تئوری‌های روانشناسانه‌ی فروید و یونگ و… آشنا بود؟ آیا باید تئوری‌های زیست­شناسی پیرامون آغاز حیات و نحوه‌ی خلقت انسان را دانست؟آیا باید با مبانی فیزیک مدرن، نسبیت انیشتین وکوانتوم پلانک ونظرات هایزنبرگ، شرودینگر، دیراک و بور و…آشنا بود؟ چنانکه علّامه اقبال بود؟ امّا علّامه‌ی ما همه‌ی این‌ها بود ولی این نبود! زیرا هستند کسانی که این‌ها را می‌دانند امّا اقبال نمی‌شوند! متنشان، متنِ پالاینده و بازسازی‌کننده و برانگیزاننده نیست. پس رمز کار در کجاست؟

علّامه

اساساً علّامه اقبال، طبیعتی عملگرا و در همان حال نبوغی الهام‌گونه داشت. در واقع این اثر، سنتز عالی ِعرفان، فلسفه، دانش و تقوای عملی است. اگرچه در این متن از بسیاری دانش‌ها استفاده شده، امّا اسکلت و روح اصلی این متن چیز دیگری است، حتی عرفان صرفِ مولانای بلخی هم نیست. می‌دانید که علی­رغم علاقه‌ی فراوان و تأثیرپذیری زیاد دکتر اقبال از مولانا (در ارمغان حجاز، اقبال، مولانا را روشنی شب خود و گره­گشای کارها می‌داند)، در همان حال خود منتقد عرفانِ مولانا هم هست و او را به تنهایی برای تجدید بنای تفکّراسلامی کافی نمی­داند و حتی به شدت اشعار عرفانی حافظ را مورد انتقاد قرار می‌دهد (تاریخ تصوّف، ۱۹۱۶، اردو).

نوشتار

پس رمز و روح این نوشتار در کجاست؟ روح اصلی این متن «حکمت» است! حکمتِ قرآنی! حکمت در سایه‌ی درک روح قرآن! و حکمت نه فلسفه است و نه عرفان! حکمت گمشده‌ی مؤمن است! حکمت، فلسفه‌ی عارفانه در سایه‌ی زلالی دل، همراه با عمل است. ۲- اجداد دکتر اقبال در «کشمیر» ساکن و از روحانیون بزرگ آیین برهمایی(که هندوان بت‌پرست به آن‌ها برهمن می‌گویند) بودند.آنان حدود سال ۱۴۲۷م. مسلمان شدند و سرانجام پدر ِپدربزرگ اقبال از کشمیر به سیالکوت (از بخش های ایالت پنجاب در پاکستان کنونی) هجرت می‌کند. «نورمحمّد»، پدر اقبال، خیاطی پرهیزگار با تمایل عرفانی و اهل مطالعه و تقوا بود. نورمحمّد با کتاب فصوص‌الحکم ابن عربی آشنا بود و به سلسله‌ی قادریه (یکی از طریقه­های تصوّف که توسط عبدالقادر گیلانی (متوفی ۱۱۶۶ م.)- رئیس یکی از مدرسه­های مذهب حنبلی در بغداد- بنیان گذاشته شده بود)تمایل داشت.

شناسنامه اثر

وزن 540 گرم
نویسنده

محمد اقبال لاهوری

مترجم

دكتر محمد مسعود نوروزي

چاپ

اول

سال نشر

1390

شابك

9786002141231

صفحات ما در شبکه های اجتماعی