مطالعات پسا استعماری

درباره­ی علل گسترش استعمارگری و لشکرکشی­های کشورهای اروپایی دو دیدگاه وجود دارد. نخست اینکه استعمارگری ادامه­ی همان علایق امپراتوری­های پیش از مدرنیته بوده است که منجر به گسترش اراضی امپراتوری­ها شده و عموماً با جنگ­طلبی همراه بوده است. دیدگاه دوم که از دیدی اقتصادی به موضوع می­نگرد، استعمارگری را که در عصر صنعتی شدن و و با رشد مدرنیته به اوج رسیده است نشأت­گرفته از شکل­گیری نظام سرمایه­داری­ای می­داند که در مرحله­ای خاص اقتصادی برای گسترش بازار تولید و نیروی کار خود به دیگر کشورها هجوم برده و سعی در تسلط اقتصادی بر آن کشورها داشته اند.

 

مطالعات پسااستعماری

 

 

ریال 1,300,000

ارسال رایگان با سفارش خرید کتاب بیش از 800 هزار تومان

20 افرادی که هم اکنون این محصول را بازدید می کنند

فهرست عناوین

مطالعات پسا استعماری: ماهیت این دست­اندازی ها و مداخله گری­ها هر چه باشد این واقعیت تغییرنایافتنی را در بر دارد که استعمارگری در ذات خود و به همراه بهره ­کشی ­های اقتصادی و سیاسی، فرهنگ­های دیگر را تغییر داده و ماهیتی دیگر به هویت فرهنگی آنها بخشیده است. تغییری که گروهی از آن با این استدلال دفاع می­کنند که استعمار به همراه خود آنچه را که آنان مدرنیته و فرهنگ ناشی از آن می­دانند با خود به همراه آورده است و دست­کم روش‌های آموزشی، پزشکی و فن­آوری وابسته به مدرنیته­ی اروپایی را برای کشورهای استعمارزده به ارمغان آورده است.

مطالعات پسا استعماری

اما، پرسشی که بی­درنگ از پس این ادعا سرک می­کشد این است که آیا استعمارگران با سلطه­دادن فرهنگ غربی بر کشورهای استعمارشده­, این کشورها را از آن فرهنگی که می­توانستند از آن برخودار باشند محروم نکردند؟ و این که آیا فرهنگ­های کهن آسیایی و آفریقایی باید فرهنگ­هایی ناکارمد به حساب آیند, تنها به واسطه­ی اینکه پیروان مدرنیته­ی غربی فرهنگ اروپایی را نو، مؤثر و برتر از دیگر فرهنگ­ها می­دانند؟

سلطه­ی

شکی نیست که سلطه­ی گفتمان مدرنیته­ی اروپایی یکی از دلایل چنین دیدگاهی است.  با این حال اگر بپذیریم که گفتمان استعماری توانسته است نفوذ خود را در سایر نقاط جهان گسترش دهد و دیگر فرهنگ­ها را مقهور خود کرده است این گفتمان را به نوعی بزرگ­نمایی نیز کرده­ایم. چراکه اگر بپذیریم فرهنگ استعماری سایر فرهنگ­ها را در هم کوبیده یا نابود کرده است آنگاه پذیرفته­ایم که فرهنگ در ذات خود ساکن و تغییرناپذیر است.

استعماری

بدین‌ترتیب گفتمان استعماری حتی اگر توانسته باشد در درون فرهنگ­های دیگر نیز نفوذ پیدا کرده باشد نتوانسته آنان را کاملاً مقهور خود کند. به خصوص اینکه هر قدر فرهنگ­های دیگر از منظر تاریخی قدیمی­تر و از نظر بعد جغرافیایی گستره­تر نیز باشند چنین تغییرپذیری­ای دشوارتر بوده است.

جامعه­ی

از این لحاظ جامعه­ی متأثر از استعمارگری از یک سو باید هویت خویش را بازیابد و از سوی دیگر باید برای تثبیت هویت فرهنگی خویش تلاش کند. هر دو این عملکردها باید با  بازنمایی(representation) فرهنگی انجام گیرند و این بازنمایی نیز تنها از طریق درک ابزارها، شیوه­ها و ساختارهای کهنی شدنی است که در هر کدام از این فرهنگ­ها نهادیده بوده و امروزه به گونه­های محلی یا حتی ملی مورذ بهره­برداری قرار می­گیرند. به هین دلیل است که بسیاری از پیشگامان طرح­های پسااستعماری در تلاش بوده­اند با استفاده از روش­های خلاقانه­ی درون فرهنگ خود به استیفای هویت فرهنگی خویش پرداخته و از این طریق ساختارهای فرهنگی خویش را بازیابند.

شناسنامه اثر

نویسنده

جمعی از نويسندگان

مترجم

جلال فرزانه دهکردی

,

رامين فرهادی

چاپ

اول

سال نشر

1391

صفحات ما در شبکه های اجتماعی