حكومت و جامعه اسلامي

كتاب حاضر از دو بخش اصلی تشکیل می‌شود که در بخش نخست ابعاد نظری حکومت در اسلام بررسی می‌شود و در بخش دوم ابعاد عملی. برای تعمیق مبانی نظری حکومت اسلامی لازم است جامعه مطلوب اسلامی که تشکیل‌دهنده بستر لازم برای تشکیل و تداوم حکومت است، بررسی و مؤلفه‌های آن به بحث گذاشته شود. این چیزی است که در فصل نخست به آن پرداخته می‌شود. اما حکومت اسلامی اگر به‌دنبال حفظ حیات خود و انجام مأموریت‌های الهی و انسانی‌اش است، لاجرم باید قواعد و بنیان‌های اقتصاد اسلامی را بشناسد و آنها را سرلوحه رفتارهای خود قرار دهد. این چیزی است که فصل دوم ما را بدان رهنمون می‌سازد. اما فصل سوم در تلاش است تا با رجوع به سیره عملی و نظری پیشوایان دین نسبت حکومت اسلامی با مسئله حقوق بشر را مشخص نماید. فصول چهارم و پنجم و ششم یکی با بسط ایده ام‌القراء و دیگری با رجوع به اندیشه‌های علماء و متفکران معاصر عرب در خصوص حکومت مطلوب اسلامی و بررسی دیدگاه‌های گوناگون در این باره و در نهایت دیگری نیز با استناد به کلام امام خمینی; برای فهم دوگانه «حفظ نظام» یا «پایبندی به اصول» تلاش می‌کنند تا به ابعاد نظری حکومت اسلامی عمق و غنای بیشتری ببخشند. فصل هفتم نیز تلاش می‌کند تا مؤلفه‌های نظام مردم‌سالاری دینی را  در آرای رهبران جمهوری اسلامی ایران و یوسف قرضاوی یکی از علمای برجسته اهل سنت تبیین نماید. در بخش دوم نویسندگان به ابعاد عملی حکومت اسلامی می‌پردازند که شاید تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است.

ریال 3,200,000

11 افرادی که هم اکنون این محصول را بازدید می کنند

فهرست عناوین

حكومت و جامعه اسلامي:

حکومت پدیده‌ای تاریخی و سیاسی است که از زمان‌های دور توجه اندیشمندان و پژوهشگران علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، حقوق، تاریخ و اقتصاد را به خود جلب کرده است و هر کس با عینک خاص خود به این مقوله نگریسته است.

دولت و حکومت را ضرورتی فطری برای جامعه انسانی

اندیشمندان مسلمان دولت و حکومت را ضرورتی فطری برای جامعه انسانی و آن را وسیله‌ای برای تحقّق عدالت در بین آحاد جامعه می‌دانند. در مکتب اسلامی دولت یک ضرورت تمدنی است که می‌تواند ظرفیت‌های انسانی را به مرحله شکوفایی برساند.

حکومت وسيله اي اجرای احکام اجتماعی

از سوی دیگر حکومت برای اجرای احکام اجتماعی اسلام لازم و ضروری است.

در اسلام حکومت ابزار خشونت و وسیله سرکوب و دستگاه تصفیه گروه‌های مخالف نیست هرچند که منعی در کاربرد خشونت و صلابت علیه کسانی که برضد حکومت دینی و حاکمیت الهی قیام کرده و امنیت اجتماعی را بر هم می‌زنند، نمی‌بیند اما حکومت اسلامی نقش مهم‌تری دارد.

نقش دولت اسلامی

این حکومت ابزاری برای تهذیب، تزکیه، تربیت و هدایت مردم و جامعه به سوی صلاح و رستگاری، سعادت و ولایت الهی است. به‌عبارت دیگر دولت اسلامی بر خلاف دولت سکولار نقش مهمی در عهده‌دار شدن عملیات تغییر که هدف آن ساختن انسان و هدایت او به سوی کمال مطلق است، دارد و چنین دولتی باید فضای مناسبی ایجاد کند تا انسان بتواند نقش تمدنی خود را در آبادانی زمین و عبادت خداوند ایفا کرده و بستر لازم برای هدایت مردم در جهت ارزش‌های الهی و دینی را مهیا نماید.

ماهیت حکومت اسلامی

از این رو حکومت در اسلام حکومتی غایت‌گرا است و برپایی دین و گسترش دعوت اسلامی از طریق تربیت و هدایت در رأس غایت‌های آن قرار دارد.

ماهیت حکومت اسلامی با حکومت‌های استبدادی تفاوت دارد چرا که این حکومت حق انسان در تعیین سرنوشت خود را به رسمیت می‌شناسد و با حکومت‌های لیبرال دموکراسی نیز تفاوت دارد چرا که غایت‌گراست و در برابر ارزش‌های اخلاقی، انسانی، دینی و الهی بی‌تفاوت نیست. وقوع انقلاب اسلامی در ایران روح تازه‌ای بر کالبد بی‌جان تز حکومت اسلامی و مردم سالاری دینی دمید.

انقلاب اسلامی

این انقلاب با شعارهایی که سر داد، از انقلاب‌هایی که هدفشان تنها تغییر نظام‌های پادشاهی به نظام‌های جمهوری و تحقق آزادی به جای استبداد و یا حداکثر جایگزینی عدالت اجتماعی با ظلم اقتصادی بود، بسیار فراتر رفته و عمق بیشتری یافت و ندای ضرورت بازگشت به میراث اسلامی و هویت تمدنی ویژه و متمایز را سر داد.

 

PDF

دانلود PDF كتاب

 

شناسنامه اثر

نویسنده

مصطفي اسماعيلي

سال نشر

1394

چاپ

چاپ اول

شابك

978-600-214-432-4

صفحات ما در شبکه های اجتماعی